محمد الريشهري
45
دانشنامه امام مهدى ( ع ) بر پايه قرآن ، حديث و تاريخ ( فارسى )
او گفت : تا اين زمان كه با ما سخن گفت ، اين مسئله را فراموش كرده بود . شيخ صدوق مىگويد : اين حديث را عمّار بن حسين بن اسحاق اسروشنى - كه خدا از او خشنود باد - در كوهستان بوتك در سرزمين فرغانه « 1 » با سندى ديگر از ابو نعيم انصارى برايم نقل كرده است و نيز ابو بكر محمّد بن محمّد با سندش ، مشابه همين حديث را از ابو جعفر محمّد بن على منقذى حسنى ، روايت كرده است . « 2 » 784 . ابو على محمّد بن احمد محمودى « 3 » حكايت كرده است كه : من بيست و اندى حج گزاردم و در همهء آنها به پردهء كعبه مىآويختم و نزد حطيم و حجر الأسود و مقام ابراهيم مىايستادم و در اين جاها بر دعا مداومت مىورزيدم و در موقف [ عرفات و مشعر ] ، وقوف مىكردم و دعاى مهمّ من اين بود كه مولايم صاحب الزمان را - كه درودهاى خدا بر او باد - به من بنماياند . در يكى از سالها ، در مكّه توقّف كرده بودم تا چيزى را كه نياز داشتم ، بخرم و غلامى همراهم بود كه در دستش آبخورىِ درخشانى بود . من پول را به غلام دادم و آبخورى را از دستش گرفتم و او سرگرم چانهزدن و خريد شد و من ايستاده و منتظر بودم كه كسى ردايم را كشيد . رويم را به او چرخاندم و مردى را ديدم كه چون به او نگريستم ، از هيبتش به وحشت افتادم . به من فرمود : « آبخورى را مىفروشى ؟ » و من [ از ترس ] نتوانستم پاسخ دهم و از جلوى چشمانم ناپديد شد و نتوانستم با ديدگانم او را دنبال كنم ، و گمان بردم كه مولايم است . روزى از روزها در باب صفا در مكّه نماز مىخواندم . به سجده رفتم و آرنجم را در سينهام جاى دادم كه كسى مرا با پا تكان داد . سر كه برداشتم ، به من فرمود : « شانههايت را از سينهات باز كن » .
--> ( 1 ) . فرغانه ، جايى نزديك سمرقند است و به آن ، « كاسان » نيز مىگفتهاند و شهرى بزرگ و آباد بوده است . ( 2 ) . كمال الدين : ص 470 ح 24 ، الغيبة ، طوسى : ص 259 ح 227 ، دلائل الإمامة : ص 542 ح 523 ، فلاح السائل : ص 322 ح 216 ، نزهة الناظر : ص 228 ح 528 ، بحار الأنوار : ج 52 ص 6 ح 5 . ( 3 ) . ر . ك : ص 40 ح 783 پاورقى 3 .